داستان کوتاه دریا
-
تاریخ: 1401/10/4 ساعت: 21:17
سه شنبه ۱۴۰۱/۰۱/۰۹ ساعت توسط داستان کوتاه عشقی بالاسر پیکر بیجانی ایستاده بودم که موج دنباله ی حریر شال صورتی اش را تکان میداد . گویی دریا التماس میکرد که او را با خود ببرد . ولی زورش نمیرسید. و فقط گوشه ی شال را در موج های کوتاهش می رقصاند و دست خالی همراه چند گوش ماهی و صدف به ع...
نقد سیاسی
-
تاریخ: 1401/10/4 ساعت: 21:17
جمعه ۱۴۰۱/۰۳/۰۶ ساعت توسط داستان کوتاه عشقی | یکی از اهالی سرزمین آتلانتیس چنین چیدمان نمود واژگان و سرود؛ مرز بین شجاعت و حماقت ، نخ نماست سرم سبز و زبان و قلمم سرخ ، بینوا اما شجاع ست"با اینکه دین مداری شان پر حرارت استسرزمین شان سرای جعل و فساد و شرارت استدر حیرتم که بر چه اساسی شود مدیربقال...
تمرین نویسندگی
-
تاریخ: 1401/10/4 ساعت: 21:17
یکشنبه ۱۴۰۱/۱۰/۰۴ ساعت توسط داستان کوتاه عشقی | بیمار صندلی کناری طوری داره توضیح میده مشکلش رو که انگاری منشی رو بجای پزشک روانکاو اشتباهی گرفته. مدام حرف میزنه و آدامسش رو بشکل ناخوشایندی میجوه. نگاهم به حرکات آونگ ساعت دیواری چسبیده . ولی توی ناخودآگاه ذهنم سوالی بی اختیار میشه مطرح . اینکه چرا ...